![]() |
![]() |
|
|
سایه ای میبینم روی اشتراک دیوار من و خاطره ها خواهرم نیست ولی هجمه ی سنگ سکوت آن نگاه منجمد سردی دست مرا می فهمد خواهرم نیست ولی لحن قحطی زده ی عاطفه در حال و هوایش پیداست واژه هایش باران حرف هایش بارش واژه گم می کند از بس که سخن می پاشد روی شمعدانی ها روی شمعدانی ها سایه ای می بینم. تیر ۷۸
|
|
+ نوشته شده در
دوم بهمن 1387ساعت 9:43 بعد از ظهر توسط پوریاکلهر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
... من به این حقیقت معتقدم که شعر ، برداشت هایی از زنده گی نیست بلکه یکسره خود زنده گی ست...
" احمد شاملو " |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|